***اللهم عجل لوليك الفرج***

همکلاسی آنلاين

وبلاگ مستقل علمی دانشجویی ندای همکلاسی





pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" width="400" height="51" quality="High" scale="ExactFit">


راز آفرينش

 

 پرسشها و پاسخها  سوال :بسیاری از افراد مخصوصاً طبقه جوان از یکدیگر سوال می کنند، راز آفریینش انسان چیست؟ و هدف از خلقت او چه بود؟تو گوئی که این پرسش در زوایای روان اکثریت این نسل لانه و آنها را برای حل و گشودن راز آفرینش انسان تحریک می کند و در پرسش خود می گویند خدایی که غنی و بی نیاز نامحدود و نامتناهی است و به چیزی حتی آفریدن موجود نیاز ندارد چرا انسان را آفریده و چه نیازی به خلقت او داشت ؟ اگر گفته شود که در خلقت انسان هدفی در نظر گرفته نشده است در این صورت باید گفت که آفرینش او لغو و بی هدف بوده است و ساحت پاک آفریدگار جهان از این نسبت پیراسته می باشد و اگر تصور شود که خداوند او را برای هدف و مقصدی آفریده است لازمه این سخن این است که آفریدگار جهان برای رفع نیازی دست به آفرینش اوز ده است در صورتی که خداوند از هر نوع احتیاج و نیاز مبرا و منزه می باشد اینک جواب این سوال .پاسخ:گشودن این راز و پاسخ اساسی و روشن به این سوال در گرد بیان دو مطلب است که هر کدام نقش مهمی در حل سوال دارند.1- در درجه اول باید توجه نمود که این سوال وقتی بصورت یک عقده لاینحل در می آید که دائره هستی را به جهان ماده منحصر نموده و وجود هستی را در نظامات مادی و پدیده های طبیعی محصور سازیم و مرگ را پایان زندگی بشر دانسته و عالمی بنام رستاخیز و سرائی به عنوان آخرت نپذیریم در این صورت این سوال بصورت بغرنجی جلوه می کند و انسان از خود سوال می کند راز آفرینش انسان چیست؟ چرا انسان به این جهان گام می نهد و پس از چند سال زندگی آن هم غالباً توام با مرارت و تلخی ،شکست و ناکامی طومار عمر او پیچیده می شود و پرونده زندگی او بسته می شود از کجا آمده و برای چه آمد و هدف از غوغای زندگی چند روزه و فلسفه این زندگی موقت چیست و چرا آدمیزاد به این جهان پا مینهد و پس از صرف مقداری غذا و آب نفسهای او به شماره می افتد و قلب او از ضربان باز می ایستد و زیر خروارها خاک می رود می پوسد و بصورت خشت و گل در می آید . تو گویی از اصل خبری نبود و آدمیزاد گام به این پهنه ننهاده بود . براستی مکتب ماتریالیسم در برابر این پرسش عاجز اعتقاد ندارد و در این صورت هرچه در چهار دیواری جهان ماده به گردش می پردازد هرچه در قیافه پدیده های مادی خیره می شود تا در این محیط برای آفرینش آنها مخصوصاً انسان هدفی جستجو کند جز با حیرت و بهت و سرگردانی و احیاناً سلب و نفی با چیزی روبرو نمی گردد ولی کسانی که زندگی مادی را برای انسان منزلی از منازل زندگی بشر می دانند و به دنبال این جهان سرای دیگری معتقدند و عقیده مندند که این جهان مقدمه جهان دیگر است و مرگ برای بشر پایان نیست . بلکه روزنه ای است به جهان دیگر و پلی است برای نیل به ابدیت، در مکتب این افراد پاسخ به این سوال سهل و آسان است و اگر هدف از آفرینش انسان را در سیمای او در این جهان نتوانستند بخوانند حتماً باید هدف از خلقت او را در جهان دیگر در زندگی ابدی جستجو بنماید و بگویندهدف از خلقت انسان در این جهان آماده کردن او برای یک زندگی ابدی و جاودانی است که خود هدف و مطلوب نهائی می باشد و در پایان مقاله به توضیح این مطلب خواهیم پرداخت. هدف خداوند از آفرینش انسان:2- مطلب دیگری که باید به آن توجه و در حقیقت پایه دومی برای حل سوال محسوب می شود، این است : هر انسان عاقل و خردمندی که کاری را انجام می دهد رای هدفی است که به آن نیاز دارد چون انسان موجودی است سراپا نیاز و احتیاج طبعاً برای تکامل و رفع نیازمندیهای خود دست به کار و فعالیت میزند. مثلاً غذا می خورد ، آب می آشامد . لباس می پوشد ، تحصیل می کند برای اینکه گوشه ای از نیازمندیهای مادی و معنوی خود را برطرف سازد .حتی کارهای خیر  و نیکی که انسان انجام میدهد مثلاً از در ماندگان دستگیری می کند و در راه امور آموزش و پرورش فرزندان خود مبالغی خرج می کند . بیمارستان بزرگی می سازد همگی به خاطر رفع نیازی است که از درون احساس می کند و انگیزه او در اجرای این برنامه های عام المنفعه یا نیل به پاداشهای دنیوی و اخروی است که پیامبران آسمانی از آن ها خبر داده اند و یا رفع درد و رنجی است که از مشاهده منظره وضع رقتبار مستمندان به او دست می دهد و برای رفع این الم روحی و آرامش وجدان خود قسمتی از سرمایه خود را در این راه بکار می اندازد و یا هدف کسب نام و افتخار است که آن را مایه تکامل خود می اندیشد . کوتاه سخن اینکه معمولاً انسان هر کاری را که انجام میدهد به خاطر نفع خویش و یا به خاطر دفع زیانی است که در ترک این کار احساس می کند و در همه این کارها سود و تکامل خود را جستجو می کند. تا آنجا که در کارهای بشر کمتر موردی را می توان یافت که فرد کاری را برای خود کار انجام دهد و در انجام آن حتی بصورت ناخوداگاه تکامل جسمی و معنوی خود را در نظر نگیرد . البته طبیعی است از هر سو احتیاج و نیاز  انسان را فراگرفته است و ناچار است برای حفظ خود ، برای تکامل خویش ،کارهای گوناگونی انجام دهد. اکنون که از انگیزه کارهای انسان آگاه شدیم و روشن گردید که اعمال او به منظور هدفی انجام میگیرد و نتیجه آن جز تکامل روحی و جسمی او چیز دیگری نیست . لازم است که هدف در کارهای خدا را مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار دهیم :درست است که ساحت پاک خداوند از کارهای لغو و بیهوده دور و پیراسته است و او در تمام کارهای خود هدف دارد و هر موجودی را بخاطر هدفی آفریده است ولی باید دید هدف در افعال خدا چیست و چه نفعی دارد؟ اینکه می گوییم آفریدگار جهان هر موجودی را برای هدفی آفریده است نه به آن معنی است که درباره کارهای بشر تصور نمودیم بلکه چگونگی هدف در کارهای خدا. با آنچه درباره انسان گفتیم کاملاً  فرق دارد. با تفاوت روشنی که میان خداوند و بشر است و اینکه او غنی و بی نیاز و انسان سراپا نیاز و احتیاج است واضح می شود که هدف در افعال خداوند معنی دیگری دارد و درست نقطه مقابل تفسیری است که برای افعال بشر گفته شد .از آنجا که بشر محتاج و نیازمند است و حتی یک لحظه هم نیاز او از خارج از ذات او قطع نمی گرددبه ناچار باید برای زندگی تلاش کند و پیوسته در رفع نیازمندیها و کمبودهای خود بکوشد و در تکامل معنوی و مادی خود فعالیت نماید . ولی از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی است فقر و نیازدر ذات پاک او تصور نداردزیرا کمالی نیست که او دارا نباشد . در این صورت هدفی در کارهای او باید رسانیدن نفع به دیگری باشد و به عبارت روشنتر خداوند وجودی است از هر نظر بی پایان و کامل و هیچگونه احتیاج و نیازی در ذات او راه ندارد و از طرفی می دانیم که کارهای او بر طبق مصالح و حکمت است و ساحت او از کار لغو پیراسته می باشد در این صورت نتیجه میگیریم منظور از آفرینش انسان رفع نیاز از خود نبوده و نتیجه خلقت بطور مسلم به خود انسان باز می گردد . هدف این است که او را به کمال شایسته خود برساند بدون اینکه رسانیدن انسان به عالیترین درجات تکامل نتیجه ای برای ذات پاک او داشته باشد. 

 


?موبیل تخصصی | سه شنبه 15 آبان 1386 | پیوند | موضوع: عمومی